غرنومه-۳

خرید بک لینک
عصبانیم. از دست سیستم بیلیاقتی که نه درست بشو هست نه کسی دلش میخواهد درست شود چون هر کسی از این آب آلوده ماهی خود را میکشد. ماه اول استیودنتی هستم و دلم نمیخواهد به آدم های بالا تر از خودم تبدیل شوم. نیمهی اول ماه و نیمهی دوم ماه متفاوت بودند. خیلی متفاوت. یکهو از یک رزیدنت و اینترن و اکسترن با مسیولیت و با سواد افتادیم دست عده ای بی مسیولیت و بی سواد و ایضن بیشعور. اکسترن نامحترم در حالی که ساعت ۹ شب بخش را ترک کرده ام و وظیفه ام کاور بیماران تا ساعت ۹ هست ساعت ۹.۱۱ دقیقه تماس میگیرد و انتظار دارد برگردم و مریض جدیدی که مسیولیتش با اوست را من کاور کنم. در حالی که در اتاق کناری مریض نشسته و در حالی که هریسونش را روزهاست فقط حمل کرده و روی میز میگذارد در حال دانلود فیلم است. صبح همان روز استاد چون نمی دانست ایشون اکسترنن استیودنت ها را شستشو دادند که حتا اگر ماه یکین هم این موضوع را باید میدانستین. بی خبر از این که مخاطبش استیودنت نیست. اکسترن ماه ۷ است. کسی که قرار است شب تا صبح بخش دستش باشد. صبح روز بعد ساعت ۱۱ صبح در حالی که راند استاد تمام شده سلانه سلانه وارد بخش میشود و در روی استاد اظهار میکند که من پشت در بودم گفتم وسط صحبتتان وارد نشوم!! همان بهتر که وارد نشد البته چون در تجربه قبلی از روی کاغذ سفیدش محبت کرد تمام اطلاعات بیمار را از خودش سنتز کرده و به استاد ارایه داد. cbc کاملن نرمال از مریضی با پتاسیم غیر نرمال! (پتاسیم مسیله مهمی است و تغییر کمش هم قابل توجه است چون میتواند کشنده باشد.)

از طرفی با بخش بین الملل ادغام شده ایم و ۲۵ نفری باید در اتاق ۳در ۴ مریض جا شویم و چون استاد قیافه هایمان را هم نمیبیند چه برسه بشناستمان دوستان دست به هر نوع خودنمایی ای جهت ابراز وجود میکنند. دوستی داریم که امروز بعد از مکالمهی من با رزیدنت که استیودنت تا ساعت ۹ در بخش می ماند نه ۱۰ و کلی بالا و پایین که آخر چیف رزیدنت اعلام کردم که حق با من بوده میفرمایند که در دفترچه که نمیدانم از کجا تحویلشان شده ساعت خروج ۱۰ است و من همیشه تا ۱۰ میایستم!! میل به خودنمایی تا اینجا هم برایشان کفاف نمیکند بلکه سر خود این را هم اضافه میکنند که ما باید ۱۰ روز کشیک می استادیم چرا خودش ۷ تا میایستد؟!! بله من هم هدفش را نفهمیدم و البته عزیز من قبل این که جمع ببندی برو از دیگران بپرس لااقل. خودت را میخواهی خراب کنی بکن دیگران را بی مسیولیت جلوه نده.

۱۵ روز اول ما با رزیدنت روزی ۴-۵ ساعت راند داشتیم و در نیمه دوم ماه راند ها رکورد ۱۵ دقیقه را شکسته اند. که البته نصف زمانش را رزیدنت عزیز در حال صحبت برای گرفتن بهره از این بانک یا بیمه از فلان جاست. تایمی هم که پشت در اتاق اندوسکوپی منتظریم از نصایح متینشان میتوان به این مورد اشاره کرد که اگر اومدین داخلی حتمن بیاین گوارش پروسیجراش زیاده پول تو گوارشه!

من عصبانیم. چون این مسایل ذهنم را آزار میدهد. هر کسی به نحوی به دنبال کم کاری است. قطعن باید تا الان این را میفهمیدند که پزشکی رشته ی پول سازی نیست. waste product اش شاید تا مدت کوتاهی بعد این پول باشد ولی معاملهی منطقیای نیست که انسان ها با انگیز ی مالی به رشتهی پزشکی بیایند. قطعن برای پول آرایشگری رشتهی مطلوبتریست تا پزشکی و به لطف زمانه پرستیژشان هم بیشتر نباشد کمتر نیست.

من عصبانیم چون تلاشم را کرده ام که بیمسیولیتی نکنم شاید جاهایی نادانسته کار اشتباهی هم داشته ام ولی بیشک کمکاری و از زیر کار دررویی نداشته ام. و من باید بابت بی مسیولیتی کس دیگری پاسخگو باشم. من به درک. مریض یک هفته بی هیچ دلیلی در بیمارستان خوابیده و مسیول نامحترمش اسمش را هم به درستی نمیداند شرح حال که بماند.

این ها را مینویسم چون الان کاری از دستم برنمیاید ولی امیدوارم زمانی که کاری از دستم بر میامد تبدیل به خودشان نشده باشم.

نوشته شده در یکشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۷ ساعت توسط : ریحان | دسته :

از کتاب...

ما را در سایت از کتاب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:06

صفحه بندی