از آن روزهای پربار است. دو شب است که نخوابیدم و دیشب را تا نیمه شب در بیمارستان بودم. روز شلوغی را طی کردم. به خانه که آمدم دوست مادرم آمد و با هم همصحبت شدیم. زنی درآستانه ۵۰ سالگی و دغدغههایش. دلم سوخت. از عشق به کودکانش دارد آن ها را بدبخت می کند و متوجه نیست که مقصر بیشتر مشکلاتش خودش است. داشتم فکر میکردم که من ۲۱ ساله به ۵۰ سالگی که فکر میکنم آرامش اولین مولفهای است که به آن رسیده ام. خیلی سخت است که اینطور نباشد این هارا ثبت میکنم که اگر در ۵۰ سالگیام یادم رفت دنیای ۲۰ سالگی حداقل خاطراتش از ۲۰ سالگی خالص باشد نه از ۲۰ سالگی کهنه شده در پس مغز.به نظرم تربیت بچه کار سختی است. مثل داستان تصوریمان از ربات ها درآینده یا چیزی شبیه سریال west world است. کلی تلاش میکنی که در زندگی چیزی پیدا کنی که ارزش انتقال به نسل دیگر داشته باشد. تولید نسل میکنی. از خود گذشتگی می کنی شب ها تا صبح برایش زحمت میکشی. از جان و مال و عمر خود می زنی تا این عنصر وجودی خودت آن طور که تو فکر میکنی خوب است دنیا را ببیند. ولی وای به روزی که آن خوبی که تو در ابتدا میاندیشیدی در تمام این سال هایی که تو مشغول پرورش این موجود بودی که بتوانی توشهی دست یافته هایت را به او انتقال دهی دیگر وجود ندارد. کم تر کسی این را میپذیرد. که نسل بعد من رشد من است. و شاید در رشدش چیزی را بیابد که برایش پر ارزش باشد چیزی که برای من حتی یک ضد ارزش است. اگر مادر شدی بدان که وظیفه تو طراحی آینده یک کودک نیست تو وجود داری تا آزادی و بستر رشد را فراهم کنی تا او انتخاب کند. و این انتخاب ها هستند که زندگی را می سازند. انتخابهای آزادانه نه تلاش برای تایید شدن. اگر از نظر تو کارهایش احمقانه است بگذار انجام بدهد انتخاب ها در قیاس با هم اند که معنا پیدا میکنند و اگر احمق بودن تجربه نشود دیگر قدر احمق نبودن را نخواهد فهمید. بدان که خیلی فرق است بین کسی که همیشه حمایت خانوادهاش را دارد و کسی که این موضوع برایش قطعی نیست. به او بگو که دوستش داری و حتی اگر کارهایش را تایید نکنی برایشان احترام قایلی و این را باور داشته باش. برای خواسته هایش سد نباش مسیر بساز و انتخاب هایش را انتخاب کن.پ.ن:این متن رو آذر ۹۶ نوشتم الان تو نوشتههام پیداش کردم و یادم رفته بوده ثبتش کنم.
نوشته شده در شنبه ۲ تیر ۱۳۹۷ ساعت توسط : ریحان | دسته :
از کتاب...
ما را در سایت از کتاب دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 66 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:06