غرنومه-۴

خرید بک لینک
زنی از سیستم را فرستاده بودند تا نمایشی اجرا کند از مهر و عطوفت. با چهرهای سیه چرده و عبوس وارد که شد یادش افتاد باید لبخند میداشت. کمی مکث کرد و مصنوعی ترین نوعش را تحویلمان داد.

-خب عزیزان مشکلی دارین تو این بخش؟ یکی یکی بگویید.
برای لحظه ای همه سکوت کردند. میدانستند چیزی درست نخواهد شد. عده ای به دنبال این بودند که چیزی نگویند تا مضحکه بازی لوسش نشوند و عدهای به دنبال این که کشیک اضافه نخورند و اوضاع بدتر نشود.
بالاخره یکی سکوت را شکست.
-ما ۱۱ نفریم.
-بله برای همین میگویم یکی یکی صحبت کنید.
-نه خانم. ما باید ۱۲ نفر میبودیم. ۱۱ نفریم.
-یعنی ۱۱ نفر زیاد نیست؟!
-نه خانم. ما باید ۱۲ نفر میبودیم. ۱۱ نفر هستیم.
-به نظر من ۱۱ اینترن زیاد هم هست.
معلوم بود میداند موضوع چیست. خودش را به نفهمی زد. �مشکلتان چیست؟�
-نفر ۱۲م نیست. باید میبود. ولی اساتید تماس گرفتند و بردنش در جایی بهتر که یک وقت خدای نکرده کشیک ندهد.
-خب اونی که برده که خواهر من نبوده. به خدا من نمیدانم که بوده.
-مشکلمان این است.
-نه این که پارتی بازی بود. مشکلتان چیست؟
-همین.
-من سعی میکنم منتقل کنم.
-نه ممنون. توروخدا بدترش نکنین.
-[خنده ی مصنوعی] نه من اگر رفیقتان نبودم که نمی آمدم.

مدتی به این منوال گذشت. رویش را به ما کرد.
استیودنتهای عزیز شما [ملتمسانه تقاضا دارم خنده ی دروغینم را باور کنید تا حقوقم را بدهند و] بگویید مشکلی دارین؟
-علافیم خانم. صبح تا شب. کارهای منشیتان را بر دوشمان میگذارند. کارهای بیمار بر هم ایضن.
-استیودنت باید در بخش باشد شاید کاری پیش آمد.
-خانم کاری نیست. ۵نسل قبلیمان هم تایید میکنند.
-بله به همین دلیل من به شما پیشنهاد میکنم درس بخوانید.
-خانم در خانه میخوانیم خب.
-عه؟ خب کتاب بخوانید.
-آن را هم ایضن.
-ببینید شما متوجه نیستید. ما همه این راه را گذراندهایم ولی من خودم بعضی اوقات فک میکنم کاش برمیگشتم جای شما بودم. خود من هم فکر میکردم وقتم تلف میشود تا شب در خوابگاه بیمارستان بنشینم.
-خب ینی به نظر شما منطقیست وقتمان تلف شود؟
-این که مصوب است. مشکلتان چیست؟

(کندی کراش را باز میکند-لول۲۷۹)

نوشته شده در سه شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۷ ساعت توسط : ریحان | دسته :

از کتاب...

ما را در سایت از کتاب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:06

صفحه بندی